دوشنبه 1389/01/09
زن ها
زن ها آداب خودشان را دارند
سکوت مداوم شاه ماهی از این ور
و دختری زیباتر در آن ور دنیا
زن ها همیشه تحت فشارند ...
بحران پارک کردن یک رنو در بیابان ...
اما
تاول تاول نشسته در چشم و جان شان
از فینال جام یوفا .
زن ها همیشه ستم خوارند ...
( افسانه ! افسانه !
شبی که حلقه ات را درآوردی
پرت کردی و رفتی
من داشتم آدمی در تنور می پختم
که با دستانی اضافی
خنج بزند به بادها
و البته چهارم مرداد بود )
در حالی که زن ها
آتشفشانی زیر و رو هستند ،
روایاتی معتبر
در نامه های باقی مانده
از ناخدایی که به دریا رفت
و دریا ، خود ، رفته بود .
زن ها همیشه از درون به درون می ریزند ...
( سپیده ! سپیده !
شبی که با کفش ورزشی ات
زدی به صورتم
و " مرتیکه ی احمق ! " شدم برایت
از قرن ها قبل
هندوان مرا می پرستیدند
و صدای قافله ای
در اتاق خالی ام هلهله می کرد )
اما آن ها همیشه کج کج نگاه می کنند
و در مسیر نسیم اند
که گونه های تازه ای از شیر
کودکان چل ساله را بخواباند به وضع مجازی.
زن ها همیشه لبنیات اند
صبحانه اند و تا شام ، سیر نمی کنند
چرا که آداب خودشان را دارند .

